استاد دانشگاه صنعا: ریاض هر روز ضعیف‌تر می‌شود

استاد دانشگاه صنعا: ریاض هر روز ضعیف‌تر می‌شود

در حالی که صنعا با تأکید بر حق طبیعی خود و استناد به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، معادله «محاصره در برابر محاصره» را در واکنش به ادامه تجاوزات عربستان اعمال کرده، یک استاد دانشگاه صنعا معتقد است ازسرگیری عملیات نظامی، هم پاسخ به تجاوز و محاصره و هم واداشتن ریاض به راه‌حل مسالمت‌آمیز را دنبال می‌کند. در همین راستا، خبرنگار گروه بین‌الملل دفاع‌پرس با حبیب عبدالله محمد الرمیمه، استاد دانشگاه صنعا به گفت‌و‌گو پرداخته که مشروح آن در ادامه می‌آید.

حبیب عبدالله محمد الرمیمه

وی در ابتدای سخنان خود گفت: پُرواضح است که یمن از سال ۲۰۱۵ در معرض تجاوزی قرار دارد که شب ۲۶ مارس همان سال از واشنگتن و از زبان سفیر عربستان سعودی رسماً اعلام شد. در پی آن، رژیم سعودی عملیات موسوم به «طوفان قاطعیت» را با هدف تسلط بر تمام یمن آغاز کرد؛ اما پس از ناکامی در این امر، در سال ۲۰۲۲ خواستار آتش‌بس با دولت صنعا شد. این آتش‌بس برقرار شد و مبنای آن تدوین یک «نقشه راه» بود تا اولویت‌های حل منازعه رابا محوریت و تقدم پرونده‌های انسانی مشخص کند. با این حال، رژیم سعودی به تمام این تفاهم‌ها در زمینه کاهش تنش پشت‌پا زد و حدود دو ماه پیش دوباره فرودگاه صنعا را هدف تجاوز قرار داد. این اقدام سبب شد تا صنعا بر اساس حق طبیعی خود طبق ماده (۵۱) منشور سازمان ملل متحد و در واکنش به ادامه این تجاوزات، معادله‌ی «محاصره در برابر محاصره و تشدید تنش در برابر تشدید تنش» را اعلام و عملی کند.

این استاد دانشگاه صنعا ادامه داد: ازسرگیری عملیات نظامی صنعا دو هدف عمده را دنبال می‌کند؛ پاسخ محکم به تجاوز و محاصره و واداشتن رژیم سعودی به تن دادن به راه‌حل مسالمت‌آمیز؛ چرا که اصل بنیادین در روابط میان ملت‌ها، صلح است نه جنگ.

حبیب عبدالله محمد الرمیمه مطرح کرد: رژیم سعودی روی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی متعددی حساب باز کرده بود؛ جریان‌هایی که در طول حدود شش دهه، بازوی راست آن برای بسط نفوذ در یمن به شمار می‌رفتند؛ در رأس آنها جنبش اخوان‌المسلمین (حزب تجمع یمنی برای اصلاح) و جریان‌های سلفی قرار داشتند. علاوه بر اینها، باید به برخی گروه‌های مسلحی اشاره کرد که امارات پس از آغاز تجاوز، به‌ویژه در جنوب یمن تشکیل داد. بنابراین، حضور این گروه‌ها همان ابزار‌های اصلی و واقعی هستند که رژیم سعودی و حامیان آمریکایی و اسرائیلی‌اش برای به زانو درآوردن یمن و تحمیل پروژه‌های خود، بر آنها تکیه کرده و همچنان تکیه می‌کنند.

به گفته وی، امارات پس از اعلان تجاوز رژیم سعودی، در قالب ائتلاف به‌اصطلاح عربی وارد یمن شد. همان‌طور که مشخص است، روابط میان کشور‌ها اساساً بر پایه منافع خاص هدایت می‌شود؛ امارات از این تجاوز که منجر به شکاف داخلی و خلأ قدرت (به‌ویژه در مناطق جنوبی پس از به‌رسمیت‌شناختن بین‌المللی دولت عبدربه منصور هادیِ فراری به ریاض) شده بود سوءاستفاده کرد و پروژه اختصاصی خود موسوم به «پروژه ایالات متحده عربی» را به اجرا گذاشت؛ پروژه‌ای شامل یمن، عمان و بخش اعظمی از عربستان سعودی. به نظر می‌رسد عربستان متوجه این موضوع شد و همین امر بحرانی جدی میان ریاض و ابوظبی ایجاد کرد و سعودی‌ها خواستار خروج امارات از یمن شدند؛ هرچند هنوز شکاف میان شبه‌نظامیان وابسته به هر دو کشور کاملاً مشهود است.

وی درباره تأثیر این اختلافات بر قدرت صنعا گفت: صنعا اقتدار خود را از توکل بر خداوند می‌گیرد و هرگز روی چنین اختلافاتی به‌عنوان منبع قدرت خود حساب نمی‌کند؛ هرچند بروز این اختلافات برای اهل ایمان امری طبیعی و مصداق آیه شریفه است: «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» (آن‌ها را متحد می‌پنداری، در حالی که دل‌هایشان پراکنده است).

حبیب عبدالله محمد الرمیمه درباره میزان تأثیر حملات انصارالله بر امنیت و اقتصاد عربستان سعودی مطرح کرد: این وضعیت پیامد طبیعی تغییر وضعیت یک کشور از «حالت صلح» به «حالت جنگ» است؛ روشن است که شرایط جنگی، قوانین استثنایی خاص خود را دارد و امنیت اجتماعی، اقتصاد و سرمایه‌گذاری را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. نکته قابل تأمل اینجاست که این بحران‌ها و پیامد‌های امنیتی و اقتصادی، دست‌پختِ خودِ رژیم سعودی است و با تصمیم و اراده خود و از طریق تجاوز به یمن، آنها را برای کشورش به ارمغان آورده است؛ به‌ویژه آنکه جنبش انصارالله همواره دست صلحِ عزتمندانه و عادلانه را دراز کرده و می‌کند، اما این لجاجت و اصرار بن‌سلمان بر ادامه جنگ، پشت‌پا زدن به تمام فراخوان‌های صلح عادلانه و شرط‌بندی روی ائتلاف‌ها و مواضع خارجی بوده که شکست آنها ثابت شده و روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شوند. به باور ما، این خیره‌سری به تشدید گسترده عملیات صنعا و خسارت‌های سنگین برای رژیم سعودی منتهی خواهد شد؛ به‌گونه‌ای که آن روز، آرزوی بازگشت به گزینه‌هایی را خواهند داشت که امروز روی میز است.

این استاد دانشگاه صنعا ادامه داد: درباره ابعاد راهبردی آزادسازی ساحل غربی یمن، از جمله تنگه باب‌المندب، این ابعاد را می‌توان از زوایای مختلف سیاسی، نظامی، ژئوپلیتیکی و بین‌المللی بررسی کرد؛ اما برای رعایت اختصار، بر دو بعد اساسی تمرکز می‌کنیم؛ بعد نظامی: آزادسازی مساحتی نزدیک به ۵۴۰۰ کیلومترمربع تنها در عرض ۷ روز، نشان‌دهنده دست‌یافتن نیرو‌های مسلح یمن به سطحی از توانمندی است که در تراز یک قدرت منطقه‌ای قرار می‌گیرد؛ به‌ویژه اگر آن را با مساحت آزادشده توسط نیرو‌های روسیه در اوکراین (که در طول دو سال از ۴۰۰۰ کیلومترمربع فراتر نرفته) و با در نظر گرفتن پیچیدگی‌ها و عوارض سخت جغرافیایی و کوهستانی مناطق آزادشده توسط صنعا مقایسه کنیم. بعد بین‌المللی: یمن تنها کشور مشرف بر باب‌المندب است که با تکیه بر اقتدار و اراده مستقل خود، حاکمیتش را بر این گذرگاه حیاتی تثبیت کرده است؛ گذرگاهی که در طول تاریخ، کشور‌های هم‌جوارش را دچار فرسایش کرده و آنها را به نقاطی آسیب‌پذیر در بازی قدرت‌ها و طعمه‌ای برای قدرت‌های استعماری تبدیل ساخته بود؛ گواه این مدعا، استقرار پایگاه‌های نظامی بین‌المللیِ قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای در آن سوی تنگه (در جیبوتی، اریتره و سومالی) است.

وی در پایان تاکید کرد: دستیابی یمن به استقلال در تصمیم‌گیری در این پهنه حساس جهانی به‌دور از دخالت‌ها و مطامع قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ایِ مستقر در آن سوی تنگه یمن را به نیرویی تبدیل کرده که با مجموع آن قدرت‌ها برابری و موازنه‌سازی می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *