دلنوشته فرزند شهید گلابعلی حسین زاده

از بلندای بازی‌دراز، تا ژرفای دلتنگی پدر شهیدم...

فرزند شهید گلاب علی حسین زاده در دلنوشته ای به مناسبت سالگرد پدر شهیدش با معرفی جایگاه شهادت حضور در عرصه تولید را امتداد راه شهیدان معرفی کرد

 

️ سالگرد شهادتت فرا رسیده، اما هنوز هم سحرگاه ۱۱ فروردین ۶۵، آن لحظه که نسیم اذان بر جانم می‌وزد و آسمان، شب را به صبح می‌بخشد، دلم بی‌قرارتر از همیشه می‌شود. 

 

️ همان لحظه‌ای که در آن صبح زود وضو گرفتی، به آسمان نگریستی، شاید زمزمه‌ای کردی که فقط خدا شنید و بعد... و بعد... و بعد... .

 

️ می‌دانی، گاهی با خود فکر می‌کنم این سحرخیزی و بی‌تابی سحرگاهی‌ام، ردپایی از آن سحر نورانی عروج ملکوتی توست؛ وقتی شهادت را با هیچ‌چیز دیگری از این دنیای فانی معاوضه نکردی و ترجمان غیرت و عزت برای تمام عمرم شدی.

 

 

️ بازی‌دراز، آن قله‌های سر به آسمان کشیده، هنوز ردپای قدم‌هایت را در منطقه "چم امام حسن(ع)" حفظ کرده و بوی خون و عطر حضورت را در دل خود دارد. بارها از کنار آن ارتفاعات گذشته‌ام و هر بار احساس کرده‌ام که زمین آنجا هنوز صدای گام‌هایت را در حافظه‌اش نگه داشته است.

 

️ پدر، می‌دانی؟ جنگ هنوز تمام نشده است...

 

 تو در کارزار گلوله و آتش، لباس خاکی‌ات را به خون آغشته کردی و جانت را فدای میهن ساختی. اما امروز ما در میدان تولید، لباس کار به تن داریم و این نبرد نفس‌گیر هم، جنسی از ایثار دارد.

 

️ تو برای عزت ایران جنگیدی، ما برای ساختن و آباد کردنش. تو تفنگت را بر دوش کشیدی، ما ابزار تولید را در دست گرفتیم. ان‌شاءالله که با شما سرباز یک میدان باشیم و اعتقاد داریم که تنها صحنه‌ها تغییر کرده‌اند و دشمن همان دشمن است: دیروز گلوله، امروز تحریم؛ دیروز جنگ تحمیلی، امروز جهاد اقتصادی.

 

 پدر شهیدم، صدای چرخ‌های تولید امروز برای ما حکم تپش‌های قلب تو و یاران شهیدت را دارد. انگار وقتی دستگاه‌ها در کارخانه به حرکت درمی‌آیند، شهدا را کنار خود احساس می‌کنیم، دوباره دست‌های کارگریِ شهدای جامعه کار و تولید را روی قطعات می‌بینیم، و این آینه‌ای می‌شود از غیرت مردانی که نه فقط در جبهه جنگ، که در خط تولید هم روزگاری سرباز وطن بودند.

 

  پدر شهیدم

️ در تک‌تک لحظه‌های دلتنگی‌ام، قاب عکس سیاه و سفید تو، تنها سایه پدرانه‌ات بر سرم بوده و هست. می‌دانم که از بلندای بازی‌دراز مرا می‌بینی، صدایم را می‌شنوی و شاید با همان لبخند همیشگی‌ات، آرام زمزمه می‌کنی:

 

️ پسرم، امروز شما در سنگر تولید، سرباز این میدان هستید...

ارسال نظرات

;